خرید بک لینک

سلام

این ماهگرد هنوز کامل نشده ولی من که دیگه قانون ندارم واسه آپ

با بزرگتر شدن آرمان و دسترسی راحتتر به نت گوشی و برنامه های ارتباطی و جذابتر یکم برگشت پشت لپتاپ و دونه دونه حجم عکسارو کم کردن و آپ مطلب سختتر شده.

منم دلنوشته ای باشه تو اینستام مینویسم ولی خب یه حسی درونم میگه این وبلاگ رو ول نکن و هرازگاهی بهش سر یزن.

تو پست سی ماهگی اشاره کردم که میخوام ارمانو از پوشک بگیرم اما راستش برنامه ها یکم شیر تو شیر شد...اول که سفر شمال و بعدم به چیزی نکشید که بابا بزرگم فوت کرد و درگیر مراسما شدیم و بعدم که ماه رمضون و خلاصه دیروز عید فطر بود و ما چهار روزه که تلاشمونو شروع کردیم و آرمان فقط روز اول تو شلوارش کار خرابی کرد و از روز دوم کنترل کامل جیش و پیپی رو بدست گرفت.آسونتر از اون که فکرشو بکنم یاد گرفت...البته تو روز اول و دوم پووووست کند و چها دیقه یکبار مارو میکشوند تو دستشویی و بعد هر جیشم مجبور بودیم به عنوان جایزه برقصیم.

الان دوروزه که بدونه پوشک بیرونم میره و خشک برمیگرده و حتی تو خواب بعد از ظهرم خودشو نگه میداره تا موقعه بیداری.

فعلا شبا پوشکش میکنیم تا بهتر عادت کنه و یوقت استرس نگیره.

همه چی خیلی آروم بوده تو این دوروزه و تعداد دستشویی رفتنشم نصف شده، حتی خودش میره کارشو میکنه و آب میگیره و میاد بیرون!!!!

خیلی مستقل

اصلا یه چیز عجیبی

به نظرم کاملا به موقع اقدام کردیم و بچه کاملا آماده بود.

امیدوارم تو روزای بعد بامبول درنیاره و اذیت نکنه

کتاب مامان من جیش دارمو تو این چهارروزه پونصد دفعه براش خوندمو خیلی دوست داره.

من فکر میکردم از پوشک گرفتن مکافات باشه ولی ماشالله بهش ماااااشالله.

پسرم حرف زدنش روونتر شده.

یکم کوچولو جمله دو کلمه ای و سه کلمه ای میگه.

هنوزم تو تکرار کلمات حسابی میشنگه ولی با گفتن افعال یکم دلخوشمون کرده و کاملا از پیشرفتش راضی ام.

همه حرفامونو کاااااامل متوجه میشه و با زبون عجیب غریبش جوابمونو میده و ماهم خودمون متوجه منظورش میشیم.

روابط اجتماعیش بیسته.

حتی یکذره با بچه های دیگه تند نیست و حسودی نمیکنه و به اصطلاح ظلم نیست.

شیطنتاش به اندازه است و یکم حد غرغرش فقط زیاده.

منم خیلی رو خودم بیشتر کار کردم و بهتر براش زمان میذارم و باهاش حرف میزنم.

فلش کارت کار میکنیم.

رنگا یا اعدادو بلد نیست.

شعری نمیخونه

ولی من ایمان دارم که یدفعه کامل زبون باز میکنه، مثل یهو قل خوردن و یهو چهردست و پا شدن و یکدفعه قدم زدن و پستونک و پوشک و شیر و الی ماشالله.

یکم تو همه کاراش دیر هست نسبت به همسن و سالاش ولی چیزی کم نداره و ایشالله کامل زبون باز کرد همرو جبران میکنیم....

یه دنیا مهربونی داره یه دنیا نمک داره و همه اطرافیان یا غریبه ها که میبیننش عاشقش میشند.

دل همرو میبره با نمک بازیاش

خدا واسم نگهش داره عشق زندگیمه.....خیلی خیلی خیلی دوسش دارم....

فقط یه چیزی بعد از تثبیت پروژه پوشک ایشالله باید جای خوابشم کامل جدا کنیم.

اینم عکسا

کلی عکس جا مونده

عکسای ماهگردای قبلو کامل نذاشته بودم

سفر شمال

تولد سارنگ

تولد آرتین

عروسی شهریار

[ جمعه 18 تير 1395 ] [ 3:17 قبل از ظهر ] [ الهام مامان ]
[ موضوع : ]

[ ]

سی ماهگی

سلام

آرمان وارد مرحله از پوشک گرفتن شده و از روزی یکساعت شروع کردیم

و الان اولای راهیم....

امیدوارم یه روزی خودش بیاد بگه که باید بره دستشویی. فعلا که به

موفقیتهای نسبی دست پیدا کردیم

به امید ترک کامل..........

عکسای جدید

چشمکomg

[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 5:11 بعد از ظهر ] [ الهام مامان ]
[ موضوع : ]

[ ]

بیست و نه ماهگی

just pic

[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ الهام مامان ]
[ موضوع : ]

[ ]

بیست و هشت ماهگی و عید 95

just pic

[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 4:30 بعد از ظهر ] [ الهام مامان ]
[ موضوع : ]

[ ]

بیست و هفت ماهگی

just pic

[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ 4:12 بعد از ظهر ] [ الهام مامان ]
[ موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد

برچسب: نویسنده: کیان صالحی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:52

صفحه بندی